منقبت نود و دوم: مظهر عفو و رحمت الهی و شفاعت کبری در محشر

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ الْبَاقِرِ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِيَّ يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ تُقْبِلُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ عَلَى نَاقَةٍ مِنْ نُوقِ الْجَنَّةِ مُدَبَّجَةَ الْجَنْبَيْنِ خِطَامُهَا مِنْ لُؤْلُؤٍ رَطْبٍ قَوَائِمُهَا مِنَ الزُّمُرُّدِ الْأَخْضَرِ ذَنَبُهَا مِنَ الْمِسْكِ الْأَذْفَرِ عَيْنَاهَا يَاقُوتَتَانِ حَمْرَاوَانِ عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ يُرَى ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنِهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرِهَا دَاخِلُهَا عَفْوُ اللَّهِ وَ خَارِجُهَا رَحْمَةُ اللَّهِ عَلَى رَأْسِهَا تَاجٌ مِنْ نُورٍ لِلتَّاجِ سَبْعُونَ رُكْناً كُلُّ رُكْنٍ مُرَصَّعٌ بِالدُّرِّ وَ الْيَاقُوتِ يُضِي‏ءُ كَمَا الْكَوْكَبُ الدُّرِّيُّ فِي أُفُقِ السَّمَاءِ وَ عَنْ يَمِينِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ عَنْ شِمَالِهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ وَ جَبْرَئِيلُ آخِذٌ بِخِطَامِ النَّاقَةِ يُنَادِي بِأَعْلَى صَوْتِهِ: غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ فَلَا يَبْقَى يَوْمَئِذٍ نَبِيٌّ وَ لَا رَسُولٌ وَ لَا صِدِّيقٌ وَ لَا شَهِيدٌ إِلَّا غَضُّوا أَبْصَارَهُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ فَتَسِيرُ حَتَّى تُحَاذِيَ عَرْشَ رَبِّهَا جَلَّ جَلَالُهُ فَتَزُخُّ [فتَزُجُّ ]بِنَفْسِهَا عَنْ نَاقَتِهَا وَ تَقُولُ: إِلَهِي وَ سَيِّدِي احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَنِي اللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وُلْدِي فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: يَا حَبِيبَتِي وَ ابْنَةَ حَبِيبِي سَلِينِي تُعْطَيْ وَ اشْفَعِي تُشَفَّعِي فَوَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا جَازَنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ فَتَقُولُ: إِلَهِي وَ سَيِّدِي ذُرِّيَّتِي وَ شِيعَتِي وَ شِيعَةَ ذُرِّيَّتِي وَ مُحِبِّيَّ وَ مُحِبِّي ذُرِّيَّتِي‏ فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ: أَيْنَ ذُرِّيَّةُ فَاطِمَةَ وَ شِيعَتُهَا وَ مُحِبُّوهَا وَ مُحِبُّو ذُرِّيَّتِهَا فَيُقْبِلُونَ وَ قَدْ أَحَاطَ بِهِمْ مَلَائِكَةُ الرَّحْمَةِ فَتَقْدُمُهُمْ فَاطِمَةُ حَتَّى تُدْخِلَهُمُ الْجَنَّةَ».

ترجمه:

از امام باقر(علیه السلام) روایت شده که فرمود: شنيدم جابر بن عبد اللَّه انصارى می‌گفت: رسول خدا فرمود: چون روز قيامت شود دخترم فاطمه(علیها السلام) بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشت به محشر رو كند كه دو پهلويش نگار دارد و مهارش از لؤلؤ تر و چهارپايش از زمرد سبز و دمش از مشک اذفر [با بوی شدید] و دو چشمش از ياقوت سرخ است. بر روی آن ناقه، قبّه‏ای است از نور كه برونش از درونش ديده شود و درونش از برونش. درون آن گذشت خداست و برونش رحمت خدا. بر سر آن مخدره، تاجى است از نور كه آن تاج، هفتاد ركن دارد و هر ركنى مرصّع به دُرّ و ياقوت است. بدرخشد چنانچه اختر فروزان در افق آسمان بدرخشد و بر سمت راستش هفتاد هزار فرشته باشد و بر سمت چپش هفتاد هزار فرشته و جبرئيل مهار آن ناقه را گرفته و به بلندترین صدایش فرياد كشد: ديده بر هم نهيد تا فاطمه(علیها السلام) دختر محمد بگذرد. پس در آن روز تمام پيغمبران، رسولان، صديقان و شهيدان، ديده بر هم نهند تا فاطمه(علیها السلام) بگذرد. فاطمۀ زهرا(علیها السلام) حرکت می‌کند تا در برابر عرش پروردگارش جل جلاله قرار گیرد و از ناقه‌اش فرود آید و گوید:
معبودا! سيدا! ميان من و هر كه به من ستم كرده حكم كن. خدايا، حكم كن ميان من و هر كس كه فرزندانم را كشته است. به ناگاه پاسخى از طرف خداى جل جلاله می‌رسد كه: اى حبيبۀ من و زادۀ حبيبم از من بخواه تا عطا شوى و شفاعت كن تا پذيرفته گردد. به عزت و جلالم سوگند كه ستم هیچ ستمگری [بدون حساب] از من نمی‌گذرد.
پس می‌گوید: ای معبود من و ای آقای من! ذريه‌ام و شيعيانم و شيعيان ذريه‏ام و دوستانم و دوستان ذريه‏ام [را درياب]. پس از طرف خداى جل جلاله ندا رسد: كجايند ذريۀ فاطمه و شيعيان او و دوستان او و دوستان فرزندان او؟ پس آنها پيش آيند در حالی که فرشتگان رحمت آنان را احاطه کرده‌اند و فاطمه(علیها السلام) جلوی آنها می‌رود تا آنها را وارد بهشت كند.

منابع:

امالی، شيخ صدوق، ص۶۹ – ۷۰؛ و با اختلاف کم: فضائل، شاذان بن جبرئيل قمی، ص۱۱ (شاذان بن جبرئیل با این عبارت آورده: عَلَيْهَا قُبَّةٌ مِنْ نُورٍ يُرَى بَاطِنُهَا مِنْ ظَاهِرهَا وَ ظَاهِرُهَا مِنْ بَاطِنهَا وَ بَاطِنُهَا مِنْ عَفْواللَّهِ وَ ظَاهِرُهَا مِنْ رَحْمَة اللَّهِ)؛ روضة الواعظين، فتال نيشابوری، ص۱۴۸ – ۱۴۹؛ بشارة المصطفى، طبری، ص۴۲ -۴۳؛ مناقب آل أبی طالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۰۷ – ص۱۰۸؛ غاية المرام، علامه بحرانی، ج۶، ص۸۸ -۸۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳ – ص۲۱۹ – ۲۲۰.

همچنین: «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ يَقُولُ‏ لِفَاطِمَةَ وَقْفَةٌ عَلَى بَابِ جَهَنَّمَ فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ كُتِبَ بَيْنَ عَيْنَيْ كُلِّ رَجُلٍ مُؤْمِنٌ أَوْ كَافِرٌ فَيُؤْمَرُ بِمُحِبٍّ قَدْ كَثُرَتْ ذُنُوبُهُ إِلَى النَّارِ فَتَقْرَأُ فَاطِمَةُ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مُحِبّاً فَتَقُولُ: إِلَهِي وَ سَيِّدِي سَمَّيْتَنِي‏ فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتَ‏ بِي مَنْ تَوَلَّانِي وَ تَوَلَّى ذُرِّيَّتِي مِنَ النَّارِ وَ وَعْدُكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ‏ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ. فَيَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَدَقْتِ يَا فَاطِمَةُ إِنِّي سَمَّيْتُكِ فَاطِمَةَ وَ فَطَمْتُ بِكِ مَنْ أَحَبَّكِ وَ تَوَلَّاكِ وَ أَحَبَّ ذُرِّيَّتَكِ وَ تَوَلَّاهُمْ مِنَ النَّارِ وَ وَعْدِيَ الْحَقُّ وَ أَنَا لَا أُخْلِفُ الْمِيعَادَ وَ إِنَّمَا أَمَرْتُ بِعَبْدِي هَذَا إِلَى النَّارِ لِتَشْفَعِي فِيهِ فَأُشَفِّعَكِ وَ لِيَتَبَيَّنَ لِمَلَائِكَتِي وَ أَنْبِيَائِي وَ رُسُلِي وَ أَهْلِ الْمَوْقِفِ مَوْقِفُكِ مِنِّي وَ مَكَانَتُكِ عِنْدِي فَمَنْ قَرَأْتِ بَيْنَ عَيْنَيْهِ مُؤْمِناً فَخُذِي بِيَدِهِ وَ أَدْخِلِيهِ الْجَنَّة.»؛ محمّد بن مسلم ثقفى، ‏گويد: از امام باقر شنيدم كه مى‏فرمود: فاطمه بر درب جهنّم توقّفى دارد. وقتی روز قيامت شود بين ديدگان هر شخصى نوشته مى‏شود كه او مؤمن است يا كافر. بسا شخصى را كه دوستدار اهل بيت پيامبر است مى‏آورند و به واسطه كثرت گناهانش امر مى‏شود وى را در آتش بياندازند. حضرت فاطمه بين دو ديدگانش را مى‏خواند كه نوشته او محبّ اهل بيت است به درگاه پروردگار عرض مى‏كند: پروردگارا تو مرا فاطمه نام نهادى و وعده داده‏اى هر كسى كه من و ذرّيّه‏ام را دوست دارد از آتش دوزخ بر حذر دارى و وعده تو حقّ بوده و تخلّف پذير نيست. خداوند عزّ و جلّ مى‏فرمايد: اى فاطمه تو راست مى‏گويى، من نام تو را فاطمه نهاده‏ام و وعده داده‏ام كه هر كس كه محبّت و ولايت تو و فرزندانت را داشته باشد از آتش جهنّم جدايش كنم، وعده من حقّ بوده و خلف وعده نخواهم نمود و اين كه به بنده‏ام امر كردم به جهنّم برود به خاطر آن بود كه تو او را شفاعت كنى و من شفاعت تو را بپذیرم تا موقعيّت و منزلت تو در پيش من براى فرشتگان و رسولان و انبیا و همه مردم معلوم گردد. پس هر كسى را كه ديدى بين ديدگانش مؤمن نوشته شده دستش را بگير و به بهشت داخل نما. علل الشرائع، شيخ صدوق، ج۱، ص۱۷۹؛ كشف الغمه، اربلی، ج۲، ص۹۱؛ محتضر، حسن بن سليمان حلی، ص۲۳۳؛ جواهر السنية، حر عاملی، ص۲۴۷؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۱۴.

و همچنین: «چادر حضرت زهرا وسیلۀ شفاعت محبین ایشان»
«عن أَبِي مُحَمَّدٍ الْعَسْكَرِيِّ‏ أَنَّهُ قَالَ قِيلَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ هَلْ لِمُحَمَّدٍ آيَةٌ مِثْلُ آيَةِ مُوسَى فِي رَفْعِهِ الْجَبَلَ فَوْقَ رُءُوسِ الْمُمْتَنِعِينَ عَنْ قَبُولِ مَا أُمِرُوا بِهِ؟ فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ إِي وَ الَّذِي بَعَثَهُ بِالْحَقِّ نَبِيّاً مَا مِنْ آيَةٍ كَانَتْ لِأَحَدٍ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ لَدُنْ آدَمَ إِلَى أَنِ انْتَهَى إِلَى مُحَمَّدٍ إِلَّا وَ قَدْ كَانَ لِمُحَمَّدٍ مِثْلُهَا أَوْ أَفْضَلُ مِنْهَا… قَالَ رَسُولُ اللَّهِ لِهَذِهِ الْفِرْقَةِ الثَّانِيَةِ لَمَّا آمَنُوا: يَا عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ أَغَاثَكُمْ بِتِلْكَ الْمَرْأَةِ أَتَدْرُونَ مَنْ هِيَ؟ قَالُوا: لَا. قَالَ: تِلْكَ تَكُونُ ابْنَتِي فَاطِمَةَ، وَ هِيَ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ. إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى إِذَا بَعَثَ الْخَلَائِقَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ نَادَى مُنَادِي رَبِّنَا مِنْ تَحْتِ عَرْشِهِ يَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ لِتَجُوزَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ سَيِّدَةُ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ عَلَى الصِّرَاطِ. فَتَغُضُّ الْخَلَائِقُ كُلُّهُمْ أَبْصَارَهُمْ فَتَجُوزُ فَاطِمَةُ عَلَى الصِّرَاطِ. لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِي الْقِيَامَةِ إِلَّا غَضَّ بَصَرَهُ عَنْهَا إِلَّا مُحَمَّدٌ وَ عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ الطاهرين [الطَّاهِرُونَ‏] مِنْ أَوْلَادِهِمْ فَإِنَّهُمْ مَحارِمُها. فَإِذَا دَخَلَتِ الْجَنَّةَ بَقِيَ مِرْطُهَا مَمْدُوداً عَلَى الصِّرَاطِ طَرَفٌ مِنْهُ بِيَدِهَا وَ هِيَ فِي الْجَنَّةِ وَ طَرَفٌ فِي عَرَصَاتِ الْقِيَامَةِ فَيُنَادِي مُنَادِي رَبِّنَا يَا أَيُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَةَ تَعَلَّقُوا بِأَهْدَابِ‏ مِرْطِ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ فَلَا يَبْقَى مُحِبٌّ لِفَاطِمَةَ إِلَّا تَعَلَّقَ بِهُدْبَةٍ مِنْ أَهْدَابِ مِرْطِهَا حَتَّى يَتَعَلَّقَ بِهَا أَكْثَرُ مِنْ أَلْفِ فِئَامٍ وَ أَلْفِ فِئَامٍ. قَالُوا وَ كَمْ فِئَامٌ وَاحِدٌ؟ قَالَ أَلْفُ أَلْفٍ يُنْجَوْنَ بِهَا مِنَ النَّارِ.» امام حسن عسکری فرمود: از امیرمومنان سؤال شد که آیا برای حضرت محمد نشانه ای[معجزه ای] همانند معجزۀ موسی هست؟ چرا که موسی کوه را بلند کرد و بر سر کسانی که از اوامر الهی امتناع می‌نمودند قرار داد. امیر المومنین فرمود: بله به آن خدایی که او را به حق به پیامبری مبعوث فرمود؛ از زمان آدم تا زمان پیامبر هر معجزه ای که انبیا داشته اند، مثل آن یا برتر از آن را حضرت محمد داشته است…[سپس حضرت معجزات پیامبر را در مورد کسانی که از قبول دعوت ایشان ممانعت می‌کردند را بیان فرمودند تا آن جا که فرمود:] پیامبر اکرم به گروه سوم که ایمان آوردند فرمود: ای بندگان خدا به درستی که خداوند به وسیلۀ این زن از شما فریاد رسی می‌نماید. آیا می‌دانید او کیست؟ گفتند: نمی‌دانیم. پیامبر اکرم فرمود: آن زن، دخترم فاطمه است و او برترین زنان از ابتدا تا انتهای عالَم است. هنگامی که خداوند در روز قیامت تمام مخلوقاتش از اوّلین و آخرین را بر می‌انگیزد و از قبورشان بیرون می‌آورد منادی از زیر عرش الهی ندا می‌کند که ای گروه خلائق چشمان خویش را ببندید تا این که فاطمه دختر محمد سَرور زنان عالَم از صراط بگذرد. همۀ مردم چشمانشان را می‌بندند تا این که حضرت زهرا از صراط عبور می‌فرمایند. در عرصۀ قیامت احدی باقی نمی‌ماند مگر این که چشمانش بسته می‌شود و فقط چشمان محمد و علی و حسن و حسین و طاهرین از فرزندان حضرت زهرا باز می‌باشد و به درستی که ایشان محارم حضرت زهرا است. پس هنگامی که حضرت زهرا [قبل از همه، حتی انبیا] وارد بهشت می‌گردند چادر ایشان بر روی صراط کشیده می‌شود و بر صراط پَهن می‌شود که یک طرف چادر به دست حضرت فاطمه هستند و حال این که حضرت در جایگاه خویش در بهشت هستندو یک طرف چادر نیز در عرصات قیامت است. در این هنگام منادی از طرف پروردگار ندا می‌دهد که ای دوستداران فاطمه به رشته‌های چادر فاطمه آویزان شوید و باقی نمی‌ماند از محبین حضرت زهرا مگر این که هر کدام به رشته‌ای از رشته‌های چادر آن حضرت آویزان می‌گردد تا این که بیشتر از هزار فئام و هزار فئام به چادر حضرت آویزان می‌شوند. اصحاب گفتند یا رسول الله، یک فئام چند نفر است؟ پیامبر اکرم فرمود: هزار هزار [یک میلیون] و همۀ ایشان به سبب چادر حضرت زهرا از آتش جهنم نجات پیدا می‌کنند. تفسير امام عسكری، ص۴۳۴؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۸، ص۶۸ و ج۱۷، ص۲۴۳؛ مجمع النورين، شيخ ابو الحسن مرندی، ص۱۷۱.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *