منقبت نود و ششم: حضور در صحرای محشر با پیراهن خونین امام حسین

«عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا بِالْمَدِينَةِ سَنَةَ أَرْبَعٍ وَ تِسْعِينَ وَ مِائَةٍ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ: قَالَ النَّبِيُّ‏ تُحْشَرُ ابْنَتِي فَاطِمَةُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ مَعَهَا ثِيَابٌ مَصْبُوغَةٌ بِالدِّمَاءِ [بِدَمِ‏ الْحُسَيْنِ] تَتَعَلَّقُ بِقَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ تَقُولُ: يَا أَحْكَمَ الْحَاكِمِينَ [يَا عَدْلُ يَا جَبَّارُ] احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ‏ وَلَدِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: وَ يَحْكُمُ‏ لِابْنَتِي‏ فَاطِمَةَ وَ رَبِّ‏ الْكَعْبَةِ».

ترجمه:

امام رضا(علیه السلام) از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) چنین روایت فرمود: دخترم فاطمه(علیها السلام) روز قیامت در حالى وارد صحراى محشر مى‏شود كه لباس‌هايى غرقه به خونِ [سید الشهدا(علیه السلام)] همراه خود دارد. پايه‌ای از پایه‌های عرش را مى‏گيرد و مى‏گويد: ای خدای احکم الحاکمین! بين من و قاتل فرزندم حكم کن… قسم به خدای كعبه [آن روز پروردگار عادل] به نفع دخترم قضاوت خواهد كرد.

منابع:
مسند زيد بن علی%، زيد بن علی%، ص۴۶۰؛ عيون أخبار الرضا%، شيخ صدوق، ج۲، ص۱۱؛ كشف الغمة، إربلی، ج۳، ص۶۲؛ المنتخب، طریحی، ص۱۷؛ حدائق الوردیة، محلی، ج۱، ص۲۰۳؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۳۷، ص۷۰ و ج۳۷، ص۹۵ و ج۴۳، ص۲۲۰.
منابع اهل تسنن: مناقب علی بن أبی طالب%، ابن مغازلی، ص۲۹۴؛ مناقب آل محمد، عبد الواحد موصلی، ص۲۱۷؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج۱، ص۹۰؛ جواهر العقدین، سمهودی، ج۳، ص۳۸۹؛ فرائد السمطین، جوینی، ج۲، ص۲۲۵؛ ینابیع الموده، قندوزی، ج۲، ص۳۲۳ و ج۳، ص۴۶.

همچنین: امام رضا از اجداد طاهرینش از امیرمؤمنان از رسول خدا روايت نموده است: «تُحْشَرُ ابْنَتِي‏ فَاطِمَةُ يَوْمَ‏ الْقِيَامَةِ وَ مَعَهَا ثِيَابٌ مَصْبُوغَةٌ بِالدَّمِ فَتَعَلَّقُ [بِدَمٍ فَتَتَعَلَّقُ] بِقَائِمَةٍ مِنْ قَوَائِمِ الْعَرْشِ فَتَقُولُ: يَا عَدْلُ [يَا حَكِيمُ] احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ وُلْدِي قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: فَيَحْكُمُ اللَّهُ تَعَالَى لِابْنَتِي وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَغْضَبُ بِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا» روز قيامت دخترم فاطمه در حالى محشور مى‏شود كه لباس‌هاى خون آلودى با وى خواهد بود. آنگاه يكى از پايه‏هاى عرش را مى‏گيرد و مى‏گويد: اى خداى عادل! بين من و قاتل فرزندانم حكم كن! پيامبر اكرم فرمود: به حق خداى كعبه سوگند كه خداوند براى دخترم قضاوت مى‏كند، و خداوند براى غضب فاطمه غضب مى‏نمايد و با رضايت او راضى می‌گردد. عيون أخبار الرضا شيخ صدوق، ج۲، ص۲۹؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۲۰.

و همچنین: عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ:‏«إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ الْأَوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ فِي صَعِيدٍ وَاحِدٍ ثُمَّ أَمَرَ مُنَادِياً فَنَادَى‏ غُضُّوا أَبْصَارَكُمْ وَ نَكِّسُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى تَجُوزَ فَاطِمَةُ ابْنَةُ مُحَمَّدٍ الصِّرَاطَ قَالَ فَتَغُضُّ الْخَلَائِقُ أَبْصَارَهُمْ فَتَأْتِي فَاطِمَةُ عَلَى نَجِيبٍ مِنْ نُجُبِ الْجَنَّةِ يُشَيِّعُهَا سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَكٍ فَتَقِفُ مَوْقِفاً شَرِيفاً مِنْ مَوَاقِفِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ تَنْزِلُ عَنْ نَجِيبِهَا فَتَأْخُذُ قَمِيصَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ بِيَدِهَا مُضَمَّخاً بِدَمِهِ وَ تَقُولُ يَا رَبِّ هَذَا قَمِيصُ وَلَدِي وَ قَدْ عَلِمْتَ مَا صُنِعَ بِهِ فَيَأْتِيهَا النِّدَاءُ مِنْ قِبَلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَا فَاطِمَةُ لَكِ عِنْدِي الرِّضَا فَتَقُولُ يَا رَبِّ انْتَصِرْ لِي مِنْ قَاتِلِهِ فَيَأْمُرُ اللَّهُ تَعَالَى عُنُقاً مِنَ النَّارِ فَتَخْرُجُ مِنْ جَهَنَّمَ فَتَلْتَقِطُ قَتَلَةَ الْحُسَيْنِ‏ بْنِ عَلِيٍّ كَمَا يَلْتَقِطُ الطَّيْرُ الْحَبَّ ثُمَّ يَعُودُ الْعُنُقُ بِهِمْ‏ إِلَى النَّارِ فَيُعَذَّبُونَ فِيهَا بِأَنْوَاعِ الْعَذَابِ ثُمَّ تَرْكَبُ فَاطِمَةُ نَجِيبَهَا حَتَّى تَدْخُلَ الْجَنَّةَ وَ مَعَهَا الْمَلَائِكَةُ الْمُشَيِّعُونَ لَهَا وَ ذُرِّيَّتُهَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنَ النَّاسِ عَنْ يَمِينِهَا وَ شِمَالِهَا»؛ حضرت امام صادق فرمود: هنگامى كه روز قيامت شود خداى توانا خلق اولين و آخرين را در يک زمين جمع می‌كند. آنگاه منادى ندا می‌نمايد: چشمان خود را ببنديد و سرهاى خود را به زير افكنيد تا فاطمه دختر حضرت محمّد عبور كند. مردم چشمان خود را می‌بندند و حضرت فاطمه در حالى كه بر يكى از ناقه‏هاى بهشتى سوار است مى‏آيد و تعداد هفتاد هزار ملک آن بانوى با عظمت را مشايعت می‌نمايند. آنگاه آن حضرت در يكى از مكان هاى شريف قيامت توقف می‌كند و پيراهن امام حسين را به دست می‌گيرد در حالی که به خون آغشته است و می‌گويد: بار خدايا، اين پيراهن فرزند من حسين است، تو می‌دانى با او چه کردند. بعد از اين جريان از طرف خدا خطاب می‌رسد: رضای من از آن توست. حضرت زهرا خواهد گفت: پروردگارا انتقام مرا از قاتلين فرزندم بگير. خداى قهار دستور می‌دهد: هیمنه‌ای از آتش جهنم بيرون می‌آيد و كشندگان امام حسين را نظير مرغى كه دانه برچيند از صحراى محشر می‌ربايد و به طرف دوزخ بازمی‌گردد و آنان را دچار انواع عذاب می‌نمايد. سپس فاطمه بر ناقۀ خويش سوار می‌شود و داخل بهشت می‌گردد. ملائكه‏اى كه آن حضرت را مشايعت می‌كردند و فرزندان بزرگوار حضرت ‏زهرا نزد آن بانو خواهند بود و دوستان ايشان طرف راست و چپ حضرت زهرا قرار می‌گيرند. امالی، شیخ مفید، ص۱۳۰؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۴۳، ص۲۲۴.

و همچنین: پیامبر فرمودند: «تُحْشَرُ فَاطِمَةُ وَ تُخْلَعُ عَلَيْهَا الْحُلَلُ وَ هِيَ آخِذَةٌ بِقَمِيصِ الْحُسَيْنِ مُلَطَّخٌ‏ بِالدَّمِ‏ وَ قَدْ تَعَلَّقَتْ بِقَائِمِ الْعَرْشِ تَقُولُ رَبِّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِ وَلَدِيَ الْحُسَيْن»؛ دخترم فاطمه محشور می‌شود در حالی که خلعت‌های بهشتی بر ایشان پوشانده شده و پیراهن آغشته به خون حسین را به قائمۀ عرش می‌آویزد و عرض می‌کند بارالها حکم فرما بین من و بین قاتل فرزندم حسین. مناقب آل ابیطالب، ابن شهر آشوب، ج۳، ص۱۰۸؛ تسلیة المجالس، محمدبن ابیطالب، ج۱، ص۶۰.

و همچنین: صاحب حاويه گويد كه فاطمه عليها السّلام روز قيامت به عرصۀ قيامت درآيد جامۀ سبز بر دستى و جامۀ سرخ بر دستى، فرياد برآورد كه: «رب أحكم بينى و بين قاتل ولدى»؛ يعنى حكم كن ميان من و كشندگان فرزند من كه ايشان را به چه حجت كشتند يكى را به زهر و ديگرى را به شمشير. بدين عبارت: إن فاطمة تجي‏ء يوم القيمة بيدها قميص أخضر، و بأخرى قميص أحمر، فتقول يا رب انتصف من قتلة ولدى، لم سم أحدهما و ذبح الآخر فيحكم اللّه لها أولا يعنى الحسن عليه السّلام من معاوية و ثانيا من يزيد لعنه اللّه . کامل بهائی، عماد الدین طبری، ص۵۱۸.

و همچنین: ذکر صاحب اللطائف: «إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ تَجِي‏ءُ فَاطِمَة وَ بِيَدِهَا الْيُمْنَى الْحَسَن وَ بِيَدِهَا الْيُسْرَى الْحُسَيْن وَ عَلَى كَتِفِهَا الْأَيْمَنِ قَمِيص الْحَسَنِ مُلَطَّخٌ بِالسَّمِّ وَ عَلَى الْأَيْسَرِ قَمِيص الْحُسَيْنِ مُلَطَّخٌ بِالدَّمِ فَتُنَادِي وَ تَقُولُ رَبِّ احْكُمْ بَيْنِي وَ بَيْنَ قَاتِلِي وُلْدِي فَيَأْمُرُ اللَّه الزَّبَانِيَة فَيَقُول لَهُم: (خُذُوهُ فَغُلُّوهُ)، (وَ سَيَعْلَمُ اَلَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ). شرح احقاق الحق، مرعشی نجفی، ج۲۶، ص۳۰۴، (به نقل از کتاب تبر المذاب).
و همچنین: قال سليمان بن يسار هلالی: وجد حجر مكتوب علیه‏:

لا بد أن ترد القيامة فاطم

و قميصها بدم‏ الحسين‏ ملطخ‏

ويل لمن شفعاؤه خصماؤه‏

و الصور في نشر الخلائق ينفخ

ترجمه: سلیمان بن یسار گوید سنگی یافتند که بر آن نوشته بود: البتّه روز قيامت فاطمه بيايد و پيراهنش آغشته به خون حسين باشد. واى بر كسى كه شفیعان [روز قیامت] دشمن او باشند، در وقتى كه صور قيامت دميده شود.
منابع اهل تسنن: تذکرة الخواص، سبط ابن جوزی، ج۲، ص۲۳۵؛ جواهر العقدین، سمهودی، ج۳، ص۳۸۸؛ نظم درر السمطین، زرندی حنفی، ص۲۱۹؛ ینابیع المودة، قندوزی، ج۳، ص۴۶.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *